تبليغاتX

بیا تو تا معنی وحشت و بفهمی
عکس جن
سلام اگه نظر ندین یکی از اینارو میفرستم سراغتون

این عکسبا اینکه بعضیا دیدن اما بد نیست بنده خدا عکاس موقعی که فلش دوربین موقع عکس از غار روشن میکنه اطراف رو سکته قلبی می کنه و می میره !!

این عکسها همه واقعی نه من بیکارم که بخام عکی درست کنم راستی نظر بدینا

اوه اوه این روحرو از این به بد پشتتونو بپیان نظر بدین

 

اگه ترسیدی احتیاج به آرامش داری یه سر به اون وبلاگم بزن!!


موضوع :
| *| نوشته شده در و ساعت 23:31 توسط امیر |
جن شمال قسمت 2

جن !!!!

سلام به همه دوستام به اونجا رسیدیم که من در اطاق باز کردم دیدم نیستنای وای هی صداشون کردم دیدم نه جواب نمیدن بد دیدم در حموم توی اطاق رو محکم میزنن هی زور زدم تا بلا خره در باز کردم هی فحشم دادن که چرا در رو قفل کردی منم  قاطی کردم فک کردم سر کارم دیدم اونام گیجن موضوع رو گفتم اونا باورشون نشد گیر دادن بریم ببینیم  یه فانوس برداشتیم رفتیم سمت ساحل وسط نیزار فانوس خاموش شدش منم که می دونستم فانوس جایی نداره که با باد خا موش بشه  یهو دویدم سمت ویلا دیدم اونام اینه شگ می دون (باز تنم داره میلرزه وقتی یادم میوفته) هیچی رسیدیم هر تور بود  تا صبح صبر کردیم و هوا روشن شد حرکت کردیم که من به نگهبانیه شهرک موضوع رو گفتم که اونم گفت چندتا ویلای دیگم که بودن شبیه اینو گفتنو رفتن  بسم الله!

یه دفه بد اون  موضوع بابام رفت ویلا که گفت شب رفتم از توی ماشین عینک  مطالعمو بردارم دیدم صدای بزن برخص میاد رفتم دیدم .....

                                                                                                                          ادامه دارد!

یک سایت دیگه خودمه حتما برین ببینید


موضوع :
| *| نوشته شده در و ساعت 1:20 توسط امیر |
ارتباط جنیان با پیامبر و امامان

 

از آن جا که جنها با چشم دیده نمی‌شوند، ارتباط داشتن با این دسته از آفریدگان خداوند همواره امری رمزآلود بوده است. مطابق آیات قرآن و روایات بسیار، جنیان با پیامبران و امامان ارتباط داشته‌اند.
به گفته مفسران قرآن کریم، ماموریت بسیاری از پیامبران محدود به جامعه انسانی نبوده و بایستی جنیان را نیز با تعالیم الهی خود هدایت می‌کرده‌اند. آنان یا مستقیم یا از طریق نمایندگانشان، پیام الهی را به گوش طوایف جن می‌رسانده اند
.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نیز با جنیان ارتباط داشت و احکام و تکالیف الهی را بر آنان عرضه می‌کرد. این مطالب در سوره جن و آیه سی‌ام سوره احقاف به روشنی بیان شده است. جنیان خود را مخاطب قرآن می‌دانستند و به آن گوش می‌سپردند. گروهی از جنیان با پیامبر بیعت کردند و نماینده او در میان طایفه خود شدند. گاهی نیز برخی از جنیان نزد رسول خدا می‌آمدند و سئوالات خود را مطرح می‌کردند.
ائمه اطهار علیهم السلام نیز پس از رسول خدا به اقتضای مسئولیت
امامت خویش با جنیان ارتباط داشتند. هنگامی که نماینده امام علی علیه السلام در میان جنیان درگذشت، فرزند او نزد امام آمد و کسب تکلیف کرد. امام نیز او را جانشین پدرش کرد.
ناگفته نماند که ارتباط امامان و پیامبران با جن محدود به این موارد نبوده است. جنیان به سبب نوع خلقتشان در برخی کارها توانایی‌های بیشتری از انسان‌ها دارند؛ از این رو پیامبران و امامان از دوستان و ارادتمندان جنی خود برای انجام کارهای دشوار استفاده می‌کرده اند
.
چنان که در سوره نمل آمده است، جنیان نیز در کنار حیوانات و انسان ها در خدمت
حضرت سلیمان بوده‌اند و به اجرای خواسته‌هایش کمر همت می‌بسته‌اند. هنگامی که سلیمان تخت بلقیس را طلب کرد، نخستین کسی که برای آوردن آن اعلام آمادگی کرد، یکی از جنیان بود. در روایتی آمده است که هنگامی که امام صادق علیه السلام به سفر حج رفته بود، پیغامی به یکی از جنیان داد تا همان روز آن را به خدمتکارش در مدینه برساند.

در میان جنیان نیز فرقه های مختلف عقیدتی وجود دارد؛ از این رو گروهی از آنان در برابر اولیاء خدا مطیع‌اند و گروهی نه. حتی برخی از آنان دشمن پیامبران و اهل بیت بوده و هستند. با این حال، مطابق روایات، جنیان بیش از انسان‌ها در برابر امامان و پیامبران فرمانبردارند
.
روزی یکی از اصحاب از
امام کاظم علیه السلام پرسید:« آیا جنیان از شما اطاعت می کنند؟»
امام پاسخ فرمود:« آری، قسم به آن که محمد را به پیامبری و علی را به جانشینی ولایت، عزت بخشید، آنها نسبت به ما فرمانبردارتر از شما انسان ها هستند. و البته همان‌ها نیز نسبت به دیگر موجودات کمتر مطیع مایند


بنا به روایتی در میان اصحاب
امام مهدی علیه السلام ششصد جن حضور خواهند داشت.

inam ye site digam

http://pesarake-tanha.blogfa.com/


موضوع :
| *| نوشته شده در و ساعت 23:18 توسط امیر |

هنگامی که امام حسین علیه السلام از مدینه به سوی عراق عزیمت نمود، چون قسمتی از راه را پیمود، گروهی از مسلمانان جن به حضورش رسیدند و گفتند:« ای سید و مولای ما! ما گروهی از شیعیان توایم. ما را به هر چه می‌خواهی مأمور کن. اگر به ما اجازه دهی، دشمنانت را می‌کشیم. همین جا که هستی بمان. ما برای سرنگونی آنها کافی هستیم

امام علیه السلام آنان را دعا کرد و فرمود:« مگر شما قرآن نخوانده اید؟ خداوند می‌فرماید:« شما را مرگ در می ‌یابد اگر چه در پناهگاهی محکم جای بگیرید.» و باز فرموده است: « کسانی که سرنوشتشان کشته شدن باشد، در خوابگاهشان کشته می‌شوند

آن‌گاه فرمود:« اگر من در جای خود بمانم، این مردم با چه چیزی امتحان شوند و با کدام آزمون، بد و خوب از یکدیگر متمایز می‌شوند؟ قبری را که در کربلا مخصوص من قرار داده‌اند، چه کسی ساکن می‌گردد؟ خداوند آن روز که زمین را گستراند، آن قبر را پناهگاه شیعیان ما در دنیا و آخرت قرار داده است. شما در روز شنبه که عاشورا است در کربلا حاضر شوید که من عصر همان روز کشته می‌شوم و بعد از من به خانواده‌ام بی‌حرمتی و ستم می‌شود و سر مرا برای یزید می‌برند

جنیان گفتند:« ای حبیب خدا و پسر حبیب خدا! اگر اطاعت تو بر ما واجب نبود و مخالفت تو بر ما حرام، به خدا سوگند یک نفر از دشمنان تو را پیش از آنکه به تو برسند زنده نمی‌گذاشتیم

امام علیه السلام فرمود:« به خدا سوگند قدرت من بر آنها از شما بیشتر است، اما خدا می‌فرماید: « تا بر آنها که هلاک و گمراه می‌شوند، حجت، تمام شده باشد و آنها که زنده می‌شوند و هدایت می‌یابند، از روی دلیل روشن باشد


موضوع :
| *| نوشته شده در و ساعت 23:7 توسط امیر |

بد نيست که چند تا نکته رو در مورد اجنه بدونيد:

۱.اجنه در حالت عادي تمايلي به ظا هر شدن در برابر عموم رو ندارن

۲.همه مي تونن اجنه رو ببينن

۳.ديدن اجنه مستلزم شرايط خاص هست

۴.شرايط خاص عبارتند از:

الف.وضعيت روحي بيننده

ب.وضعيت عمومي اجنه

ج.وضعيت عمومي مکان

۵.براي ديدن اجنه (و ساير مسايل ماورائي) عجله نکنيد

۶.اگر تجربه اي در مسايل فوق داريد آن را براي افراد نا اهل بيان نکنيد

۷.در صورت پيش آمدن هر گونه مشکلي از نيروي برتري که مي پرستيد کمک بخواهيد



موضوع :
| *| نوشته شده در و ساعت 1:45 توسط امیر |
جن 2 قسمتی قسمتت اول

جن!!!!!

اول از همهاینو بگم که جن یک موضوع هقیقیه که بعضی از شماهام شاید مثل من بیچاره دیده باشینش!

داستان از اینجا شروع شد که من و ۲ تا از دوستام ۲ سال پیش تابستون مجردی به شمال رفته بودیم  و محل ما هم بین معمود آباد و فریدون کنار بوده شهرک ]انه در... حسابی خوش بودیم و ۳ تا دیگه از دوستای دیگمون هم در اونجا بودن ما که رسیدیم دیدم اونام هستن اما نه مجردی با بابای یکیشونکاشکه می شد به قتل برسونمش اونا یک سره پیش ما بودن یک روز تسمیم گرفتیم سر کارشوم بزاریم حسابی صحنه سازی کردیم که روح اواردیم نمی تونیم ببریمش بهشون زنگ زدیم اومدن و خیلی ترسیده بودن خلیاصه کلی ترسوندیمشون و اون شب گذشت اونا جمعه شب برگتن .... ما تنها بودیم میخاستیم ۲ شنبه برگردیم ۱ شنبه شب بود قشنگ یادمه اوملت دوروست کردم کلی زیاد اومد مام که فردا بر می گتیم بردمش لبه ساحل تو نیزاری که بود خالیش کنم (کاش این کارو نمی کردم)رفتم هیچکی اون موقع نیومده بود شمال و شهرک خالی بود به جز نگهبانا رفتم همه جا تاریک بود اوملیت و خالی کردم دیدم نیزارها تکون خوردن منم که غشق هیجان گفتم کی اونجاست وا ی ی ی دیدم نیزارا به سمتم خم شدن یه چیزی دارن میان سمتم (الان که دارم می گم موهای تنم سیخ شدن به ولای علی قسم ) دیدم ۲ تا چش روشن قرمز معلوم شد فک کردم حیونی جیزیه داشتم میدیدم یهو یه صدای عجیبی داد که تا پای مرگ ترسیدم همه تنش مو های قهوه ای بود داشتم قش میکردم پاشو دیدم که بر عکس هست  یهو دویدم سمت ویلا و هی داد میزدم رسیدم توی ویلا که هرچی دوستام و صدا زدم جواب نمیدادن در اتاقشون باز کردم دیدم .....

                                                                                                                ادامه  دارد!!!!!

!

امیر


موضوع :
| *| نوشته شده در و ساعت 0:19 توسط امیر |
معرفی

سلام!!!!

سلام من بچه ی  بدی هسم اما اومیم تا در این وبلاگ یک سری داستان با اونوانهای

۱.ترسناک!!! (که یا درباره خودمون هست یا از جایی میزاریم)

۲.داستانهای کارهای خبیسانمون

۳.شهاید  جوک هم بزاریم (اما زیاد دلت و خوش نکن)

۵.داستانهای تنز

هدف<به وجد آردن هیجانات تو دوست بد من من امیر هسم و با هم شایدم بیشتر آشنا بشم

اگر شما هم داستان جالبی دارین می تونید به من میل کنید

 id:XpLuS_a

 


موضوع :
| *| نوشته شده در و ساعت 23:55 توسط امیر |